close
تبلیغات در اینترنت
داستان و متن توسط نویسنده نیکتاناصراحمدی

داستان و متن نیکتاناصراحمدی

قلب های شکسته ترمیمی ندارند....

پازل نیست که هر تکه را سر جایش بگذاری....

زمین که بیـ‌اُفتد پودر میشود، همانند نمک،آیا میتوانید با گذاشتن تکه های نمک،سنگ نمک درست کنید؟! نه نمی شود که نمی شود.

عسل هیچگاه با شکر،شیرین نشده،از ابتدا خوب بوده،همه چیز خوب میشود به شرط آن که خوب بماند،،،سخت ترین درس ،درس زندگی است و سخت ترین آزمون،پستی های آن،اما بماند که به ما رسم درس خواندن را هم میـ‌ آموزد.

برخی ها در زندگیت وجود دارند که نقش بسیار مهمی دارند،اما هیچ وقت نمیفهمی،آن قدر بی توجه نسبت به او میمانی که میرود... و تو روزی به خود میـ‌آیی و میبینی که چقدر تنهایی،آن لحظه متوجه می شوی که چه کسی را از دست داده ای...

ما هیچوقت نمیخواهیم بدانیم که چه کسی برایمان زحمتی را کشیده است،،،ما فقط شیفته ی عده ای از کسانی هستیم که برایمان نقش بازی میکنند،،،و روزی آن شخص می رود و ما میمانیم و یک عالَم خاطرهـ...

آدم که زیاد است،انسان است که کم است،آدم های زیادی هستند که ادعا میکنند، ادعای مهربانی و صد چیز دیگر اما انسان است که حسش را به طور جِد ابراز میکند،،،اما ما همیشه کسی را دوست دارییم که برایمان نقش بازی میکند،برایمان ادعا میکند،ما هیچوقت کسی را نمیبینیم که انسان است،انقدر نمیبینیم که او هم آدم میشود.....ما اینگونه یاد گرفته ایم...،یاد گرفته ایم که چشم روی حقیقت بگذارییم و فقط خواب ببینیم، خوابی که برای شیرین شدنش شکر ریخته اند اما هیچگاه حل نشده است و در انتها هم تلخ است...

برخی هاهم هستند که فقط خون می گریستند و دلگیرند از برای عسلی که با شکر شیرین شده، پازلی که حتی کسی برای ترمیمش تلاش نکرده،برای طعم تلخ کابووس،برای رویایی که قول شیرینی اش را گرفته بود و برای بازیگری که نقشش را خوب و مهربان ایفا نکرد، برای کسی که انسان آمد و آدم رفت.....و برای صدها هزاران چیز دیگر که ناگفته تمام میکند....



#نیکتا


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 14

درباره : داستان ,

برچسب ها : نیکتا , داستان , متن , نویسنده , نویسنگی , قلب , شکسته , قلب های شکسته ,

مطالب مرتبط
نمایشنامه ی کوتاه صبر
داستان با موضوع صبر
متن اعماق با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی
Nikta
Nikta naserahmadi
نویسنده نیکتاناصراحمدی
نیکتا
نیکتاناصراحمدی
نیکتا ناصراحمدی
داستان و متن توسط نویسنده ۱۲ ساله نیکتا ناصراحمدی

ارسال نظر



نظرات برای این پست غیر فعال میباشد .



مطالب گذشته

» سایت نیکتا ناصراحمدی »» پنجشنبه 22 آذر 1397
» انشا در مورد چه کسانی در قلبمان جا دارند »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» انشا درمورد پیامبر »» سه شنبه 13 آذر 1397
» انش درمورد کلاغ »» سه شنبه 13 آذر 1397
» متن روزگار »» پنجشنبه 10 آبان 1397
» نمایشنامه ی کوتاه صبر »» جمعه 04 آبان 1397
» داستان با موضوع صبر »» جمعه 04 آبان 1397
» متن درمورد صبر با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» شنبه 28 مهر 1397
» متن دریا با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» چهارشنبه 25 مهر 1397
» متن اعماق با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» سه شنبه 20 شهریور 1397