close
تبلیغات در اینترنت
مصاحبه با نویسنده کوچک نیکتاناصراحمدی

مصاحبه با نیکتا ناصراحمدی

نیکتا جان یه شناخت کوتاه و کامل از خودت بهمون میدی؟

سلام،بله. متولد ۲۲/۲/۸۵ هستم،

اگر به عنوان یه نویسنده قبول داشته باشین، نویسنده ام..


کارت رو چی؟از کِی شروع کردی؟از کِی می‌نویسی؟

من تقریبا از کلاس سوم ابتدایی که بودم متن های کوتاه و البته کودکانه که مربوط به سن خودم بود مینوشتم که تا همین امروز هم ادامه داره...


کتاب و... با نویسندگی خودت چطور؟ داری؟

خیر کتابی که قراره به مرحله ی چاپ برسونیم هنوز کامل نشده..


برنامه ات برای سال های آتی چیه؟ میخوای درآینده نویسنده بشی؟

خب نویسندگی رشته ی خوب و البته موردعلاقه ی منه ولی درکنار نویسندگی شغل دیگری رو انتخاب خواهم کرد.


خودت از چیزهایی که مینویسی راضی هستی؟

نمیدونم، باید مورد رضایت بقیه قرار بگیره،وقتی این اتفاق افتاد،شاید بله.


نظرت در مورد کسایی که متن ها و داستان هات رو میخونن چیه؟

خب خیلی ازشون ممنونم که دنبال می‌کنن و امیدوارم راضی باشن و خوششون اومده باشه.


درمورد نویسندگی یکم برامون توضیح میدی؟سخته؟

سختی توی همه چیز وجود داره ولی اگه علاقه داشته باشین ،سختی طمع شیرینی میگیره و همه چیز دلنشین میشه، نویسندگی هم سختی خودش رو داره، و تمرکز و آرامش زیادی میخواد.


دوست داری درمورد چه چیزی زیاد بنویسی؟

از اونجایی که سلیقه ها متفاوته باید همه جوره باشه تا مورد رضایت همه قرار بگیره ولی درکل من خودم متن ها و داستان های غمگین و با نتیجه گیری درست روبیشتر دوست دارم و سعی میکنم اینطور بنویسم اما نمیدونم تا چه حدی موفق شده باشم..


کدوم کارت رو بیشتر از همه دوست داری؟

اینو دیگه باید بقیه بگن ولی خودم توی متن‌ها دیوانگی و توی داستانها پیرمرد رو خیلی دوست دارم..


اگه بخوای به کسایی که نویسندگی رو دوست دارن و میخوان نویسنده بشن چی میگی؟

تلاش کنین و پشتکار داشته باشین، و برای چیزی که مینویسین از ابتدا یک قالب و یا طرح آماده کنین و از یک سوراخ کوچیک مثل سوراخ قفل درب به قضیه و متنتون نگاه کنینو درمورد یک مسئله ی کوتاه خیلی توضیح ندین، حتما موفق خواهید شد..


چرا رمان نومینویسی؟دوست نداری؟

چرا دوست دارم ،اما شاید حالا زمان مناسبی نباشه، حتما این کارو میکنم.


توی اوقات فراغتت چه کاری میکنی؟

اگه زمان باشه، سفر میریم، و کتاب میخونم و متن مینویسم و خیلی زیاد فیلم و سریال میبینم.


یه جمله کوتاه به هرکسی میخوای بگو!

به پدر و مادرم میگم که خیلی کمکم کردن و من رو در این کار برای رشد بیشتر همراهی کردن، دستتون رو میبوسم...


و سوال آخر، مدیریت وبلاگ و یا سایتت با خوته و چقدر به وبلاگت سر میزنی؟

مدیریت وبلاگ رو هم خودم دارم و هم یکی از کسانی که خیلی کمکمون کرد ، و تا جایی که وقت کنم سر میزنم..


مرسی نیکتا جان که درخواست مارو قبول کردی و حاضر به مصاحبه شدی..

ممنونم از لطف شما آروزوی موفقیت و سلامتی دارم برای همه ی عزیزان، وقت بخیر.


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر مجموع امتیاز : 34

برچسب ها : مصاحبه , مصاحبه با نویسنده , نویسندگی , نویسنده , نیکتا , نیکتاناصراحمدی , نیکتا ناصر احمدی , مصاحبه با نیکتاناصراحمدی ,

ارسال نظر



نظرات برای این پست غیر فعال میباشد .



مطالب گذشته

» سایت نیکتا ناصراحمدی »» پنجشنبه 22 آذر 1397
» انشا در مورد چه کسانی در قلبمان جا دارند »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» انشا درمورد پیامبر »» سه شنبه 13 آذر 1397
» انش درمورد کلاغ »» سه شنبه 13 آذر 1397
» متن روزگار »» پنجشنبه 10 آبان 1397
» نمایشنامه ی کوتاه صبر »» جمعه 04 آبان 1397
» داستان با موضوع صبر »» جمعه 04 آبان 1397
» متن درمورد صبر با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» شنبه 28 مهر 1397
» متن دریا با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» چهارشنبه 25 مهر 1397
» متن اعماق با نویسندگی نیکتا ناصراحمدی »» سه شنبه 20 شهریور 1397